محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
514
آثار عجم ( فارسى )
اوّلين و آخرين ، مشرك بودند و مدّتهاى مديد عمر خود را در بتپرستى و امورى كه به حسب عقل صحيح ، حرام است ، صرف نمودند و بعد از آنكه در صدد اين برآمدند كه به شرف ايمان مشرّف شوند ، به مجرّد قول جناب مصطفوى « 1 » و به محض دليل عقل ، ايشان ، ايمان نياوردند و به توحيد الهى قائل نشدند و بعد از ملاحظهء معجزه ، گردن نهادند و ايمان آوردند و بعد از آن كه ايمان آوردند ؛ در امور دين ، غلطها مىكردند و اعتراف بر آن مىنمودند ، چنانچه حديث « لو لا علّى لهلك عمر » « 2 » اشهر از آن است كه كسى بيان نمايد كه در محلّش گفتند و از اين معلوم شد كه استعداد نفس ايشان در مرتبهء بعض اوساط ناس كه مرتبهء حكماى اسلاميّه است - مثل لقمان و بقراط و افلاطون و ارسطو - هم نبوده ، چون در كتب متّفق عليه ، مكتوب است كه ايشان به عقل خود ، توحيد الهى را دانستند و ايمان آوردند و اصلا به بتپرستى راضى نشدند ، بل بعض از ايشان را بر منع از بتپرستى ، به درجهء شهادت رسانيدند ، پس به يقين دانستم كه خليفهء بر حق بعد از نبى مطلق ، امير المؤمنين على بن ابيطالب است ، بعد از آن امام حسن ؛ بعد ، امام حسين الى المهدى الهادى « 3 » - عليه السّلام - انتهى . اين بود شرح احوال علّامه دوّانى - قدّس
--> - خداى تعالى آن را عطا فرمايد . ( 1 ) . مصطفوى از اغلاط مشهور است ؛ زيرا كه نسبت به سوى مصطفى ، بايد مصطفّى به تشديد ياء باشد ؛ چنان كه در علم صرف ذكر شده . ( 2 ) . لولا على [ الخ ] : يعنى اگر على نبود ، هلاك مىشد عمر . گويند اين كلمه را چندين مرتبه گفته است . ( 3 ) . مهدى - عليه السّلام - آخر امام است ؛ و به ترتيب ائمه دوازدهگانه بدين وجه است كه استاد جليل رشيد ، جناب شيخ مفيد ، به نظم آورده و آن اين است : خواست چون سيّد عالم ز جهان * رخت خود را بكشد سوى جنان كرد بر خلق ، على را والى * زانكه بودش به خلافت تالى شد حسن از پى آن حبل متين * در خلايق به خلافت تعيين بعد از آن ، سرور مظلوم ، حسين * شد به حق والى امر ثقلين پس از او نور احد ، زين عباد * در جهان كرد عيان رسم سداد بعد باقر به امامت برخاست * ظلمت دهر ز انوارش كاست صادق آل محمّد جعفر * گشت سرخيل امم بعد پدر كاظم آن قدوهء ارباب يقين * شد ز بعد پدرش ، سرور دين پس رضا والى امت گرديد * ناشر علم و شريعت گرديد بعد او سرور ابرار ، جواد * گشت منصوب ز بهر ارشاد پس نقى رايت مذهب افراشت * بذر ايمان به دل نيكان كاشت حسن عسكرى آن شاه زمن * بعد او كرد جهان را روشن پس از او صاحب عصر است امام * داور اينجاست روا ختم كلام